الشيخ الجواهري

28

مجمع الرسائل ( فارسي )

طى كرده است و مثال را به حضرت امير المؤمنين ( ع ) و عمر ذكر كرده و حال آنكه ، قطع نظر از فجايع و مظالمى كه نسبت به حضرت زهرا ( سلام الله عليهما ) انجام داد و امثال آن ، ممانعت وى از نوشتن نامه توسط حضرت رسول ( ص ) و آن قول قبيحى كه به اعتراف ابن عباس و بخارى اساس تمام مصائب بوده و هست و يا مسأله تعيين شورائى كه سبب به قدرت رسيدن عثمان گرديد و آن فجايع و مصايب را در عالم اسلام ايجاد كرد كه اثر آن تاكنون و تا قيامت برپاست ، هر كدام از اين دو فعل براى عاقل ندانستن او كافى است تا چه رسد به اعقل دانستن او . اما بهترين مثال براى اين روش ، عملكرد خواجه نصير الدين طوسى ( قده ) است كه تاكنون كسى به جامعيت وى در علوم و فنون مختلف نيامده و محقق و ملا صدرا نسبت به او سلطان المحققين بيان كرده اند ، اما در زمان خود و در مسائل سياسى ايشان مرجع بودند ولى در مسائل فقهى علامه و محقق اعلى الله مقامهما مرجعيت داشتند و مثال ديگر مرجعيت سياسى شيخ بهائى و مرجعيت عامه محقق و مقدس اردبيلى اعلى الله مقامهم مى باشد و اين مثالها نشان دهنده امكان وحسن اين مطلب مى باشد . 4 - شرط چهارم شرط ذكوريت و مرد بودن است و شرطيت اين شرط در مشاغل و مناصب به چند گونه است . در مشاغل زمامدارى و ولايت در امور و تصدى شئون سياسى و اجتماعى و قضاوت و مشاورت ، با توجه به ادله و موازين اوليه از آيات و روايات و سيره مسلمه دين مقدس اسلام و بلكه ساير اديان الهى ، ذكوريت و مرد بودن شرط است ولى نقل در روايت و حديث مسلما ذكوريت شرط نيست چرا كه حدود 130 تن از راويان حديث زن مى باشند كه نمونه بارز وكامل اين زنان حضرت فاطمه سلام الله عليها و سپس ام السلمه و فاطمه بنت الحسين و امثال ايشان مى باشند و مهر زدن حضرت امير المؤمنين بر ريگ